|
*
حس و حال شعر نیست بال پرواز کجاست
آسمان دل من آخر بگو یار کجاست
صد زبان دارد دلم بر گفتن صدها حرف
ای بیچاره دلم محرم اسرار کجاست
غرقه در دریای اشکم بی خبر از چپ و راست
روشنا نگاه من ساحل دوست کجاست
مرده ام در دشت غم سراپا یاس و حزین
ای شکسته در خفا آن همه شور کجاست
خسته از ناگفته ها خواهم که گویم بیش ازین
با این همه دلخستگی توان گفتنم کجاست
قصه بس کن ای ((حمید)) آخر ندانی تو مگر
در جهان فانی امروز بی خبر از غم کجاست
***
*
|